لبخندی به آینده

اتفاق دیشب باعث شد ناگهان یک حس خیلی دوست داشتنی هجوم بیاره به طرفم..حس اینکه تو می تونی بچه ای بوجود بیاری و دوستش داشته باشی،تا امروز شده بود گه گاهی به این فکر کنم که چرا باید انقدر تفاوت بین پسر ها و دختر ها باشه و به عدل خدا شک کنم ،بارها آرزو کرده بودم کاش پسر بودم و اینهمه تبعیض رو نمی دیدم...

همه این تبعیض ها وجود داره حالا به هر دلیلی حکم خدا، حکم جامعه، حکم خانواده...ولی با همه اینها الان حسی دارم که با هیچ چیزی نمی خوام عوضش کنم..خدا شاید به آقایون خیلی چیز ها داده باشه ولی حس مادر شدن و بوجود آوردن یه موجود کوچولوی معصوم رو نداده..یه حس شیرین مادرانه ..اینو از ته دل باوردارم ....خدایا ازت متشکرم..

این پست جدید فقط برای توا ِ که شاید 1 سال،2 سال ،10سال...دیگه بیای به این دنیا ولی میخوام بدونی حسی رو در من بوجود آوردی که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست ، باتمام وجودم منتظرت هستم و آماده می شم که بیای..شاید دنیایی که میای توش خیلی چیزای بد داشته باشه که بارها آرزو کنی کاش به دنیا نیومده بودی  ولی بدون یه نفر هست که تو رو با تمام ذرات وجودش دوست داره...من نمی تونم دنیا رو عوض کنم ،آدم ها رو تغییر بدم ...ولی با تمام وجود می خوام همه آدما رو دوست داشته باشم به این امید که وقتی تو اومدی تمام این موج محبت به تو برگرده و و یه حایل برای تو باشه در برابر همه زشتی های دنیاقلب

هر شکلی که باشی ،دختر یا پسراصلا مهم نیست، فقط باش و خوب باش

 

 

 

/ 1 نظر / 18 بازدید
خانم بوک

چه گرمایی داشت این دوست داشتن و چه شوقی توی او ن لبخند بود. فردایی بهتر برای کودکم[لبخند]